عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
24
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ثلثى القرآن . و كانما تصدّق على كل مؤمن و مؤمنة : ابو سعيد خدرى گفت : جماعتى ياران با يكديگر بوديم بقبيلهء از قبايل عرب بگذشتيم ما را ميزبانى نكردند و مراعاتى و مواساتى نفرمودند . تقدير الهى چنان بود كه سيّد قبيله را آن روز مار گزيد . قوم وى آمدند و گفتند اگر در ميان شما افسونگرى هست تا بيايد و سيّد ما را افسون كند مگر شفا پديد آيد . ياران گفتند نيائيم كه شما ما را ميزبانى نكرديد مگر كه جعل « 1 » سازيد و ما را در آن مزد دهيد . گفت گلهء گوسفند جعل ما ساختند آن گه يكى از ما رفت و به روى سورهء فاتحة الكتاب خواند و دست بوى فرود آورد اللَّه تعالى ببركت سورة الحمد آن مرد را شفا داد ، پس آن گوسپندان بايشان فرستادند . ياران گفتند تا از رسول خدا نپرسيم نپذيريم . آمدند به حضرت نبوت و قصه باز گفتند رسول خدا بخنديد ، آن گه گفت آن مرد را كه سورة فاتحة الكتاب خوانده بود : « و ما يدريك انها رقية » تو چه دانستى كه آن رقيه است و شفاء دردها پس گفت خذوها و اضربوا لى فيها به سهم - رويد و آن گوسپندان بستانيد و مرا نيز از آن نصيب دهيد . و گفتهاند قيصر ملك روم نامهء نبشت بعمر خطاب در روزگار خلافت وى و گفت مادر كتاب خويش ميخوانيم كه در كتاب شما سورتى است كه در آن سورة خا و ثا و ظا و شين و زا و جيم و فانيست ، و هر كس كه آن سورة بر خواند اللَّه تعالى وى را بيامرزد ، عمر خطاب صحابه را جمع كرد و بحث كردند و همه متفق شدند كه آن سوره فاتحه الكتاب است . گويند كه قيصر آن گه در سرّ مسلمان شد و از اسلام خويش عمر را خبر كرد . و در خبرست كه شب معراج مصطفى را گفتند « يا احمد اخطب الانبياء بلغتك هذه اللّتى فضّلتها على اللّغات ، و اقرأ عليهم امّ القرآن ، و خواتيم البقرة الّتى اعطيتك و هما كنزان من كنوز عرشى لم يسبقك اليهما احد من النبيّين الّا آدم و ابراهيم . » گفتند يا احمد پيغامبران را خطيبى كن بلغت خويش يعنى بلغت عرب كه بر همه لغتها شرف دارد و بريشان خوان سورة الحمد و خاتمة سورة البقرة ، اين دو كنز است كه ترا دادم از
--> ( 1 ) الجعل و الجعاله - اجر العامل .